خرید بک لینک

درباره سایت

مرداب غریب

امکانات وب

دلم تنگ است

دلم میسوزد از باغی که میسوزد

دلم تنگ است

نه بیداری ، نه دیداری، نه دستی از سر یاری

مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شکستیم، بجز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم بدنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاریست دنیا،عجب بیهوده تکراریست دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست ، عجب فرسوده دیواریست دنیا

چه رنجی از محبت ها کشیدیم ، برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاهی آشنا در این همه جمع ، ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبکباران ساحل ها ندیدند،به دوش خستگان باریست دنیا

مرا در موج حسرتها رها کرد، عجب یار وفاداریست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا، عجب بیهوده تکراریست دنیا

میان آنچه باید باشد ونیست ، عجب فرسوده دیواریست دنیا...

برچسب: نویسنده: حامد شریفی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:26

صفحه بندی