
دلم تنگ استدلم میسوزد از باغی که میسوزد نه بیداری ، نه دیداری، نه دستی از سر یاریمرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاریتمام عمر بستیم و شکستیم، بجز بار پشیمانی نبستیمجوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم بدنبال چه هستیمعجب آشفته بازاریست دنیا،عجب بیهوده تکراریست دنیامیان آنچه باید باشد و نیست ، عجب فرسوده دیواریست دنیاچه رنجی از محبت ها کشیدیم ، برهنه پا به تیغستان دویدیمنگاهی آشنا در این همه جمع ، ندیدیم و ندیدیم و ندیدیمسبکباران ساحل ها ندیدند،به دوش خستگان باریست دنیامرا در موج حسرتها رها کرد، عجب ...
ادامه مطلب
بامنبمانخدایمنمگذارسهممنازایندنیاقلبینگرانباشد؛ قلبمرابهتومیسپارمتوبامنودرقلبپرتلاطممنازتوفانهایزندگی بمانوکمکمکنتاآرامبگیرمبگذاردستیابمبههرآنچهکهآرامم میکندمواظباینروحناآراممباشوکمکمکنکهعاشقهرچیزی باشمکهازطرفتوست...
ادامه مطلب